بهشت تو اینجاست.

هرگز نمیدانستم که عشق می تواند سکوتی باشد در دل

لحظه ای که زمان از حرکت باز می ایستد

وهرانچه در جستجویش بودم درست اینجا در اغوش منست

فقط منتظر فرصت است تا شروع کند

هرگز نمیدانستم که عشق میتواند افتابی باشد در چشمان تو

درروزی که شاید ان را ندیده باشی...

بعضی ها در اتاقهایی بس تاریک عاشق میشوند و نمیبینند به کجا میروند و دل از دست میدهند اما وقتی من روی تورا دیدم نور شدیدی می تابید و من امدن شبی دراز را میتوانستم ببینم...در چشمانت؛ در چشمان تو...

امشب میخواهم به تو بگویم...صمیمانه و خودمانی...یک حرف؛ یک قلب؛ یک لحظه تنها چیزیست که میخواهم.تو میفهمی که من تورا زیبا میپندارم.همیشه در دنیای منی؛ وهمیشه فکر میکنم بدون تو درکنارم چه میکردم؟ ومن اکنون به تو نیاز دارم؛ ماه در بدر کامل است و ما فکر همه چیز را کرده ایم...و عمیق ترین اسرار یکدیگر را کشف خواهیم کرد و میگذاریم روح هایمان ازادانه به پرواز درایند تاان زمان که طلوع پهنه ی دریا را بشکند. شایدهرگز ندانی که چقدر دوستت دارم ولی ازاین بابت مطمئن باش؛

بهشت تو اینجاست..اینجاست دفتر زندگانی تو..

جایی که دران من و تو تاابد می مانیم....

/ 9 نظر / 17 بازدید
حامد بخشی فر

سلام سالومه خانم ، اميدوارم حالتون خوب باشه . خوشحالم كه دوباره مي نويسيد ، مثه هميشه زيبا . موفق باشيد

الناز(يلدا)اسفندفرد

سلام سالومه جان..من ايميل رو به آدرسی که توی وبلاگت هست فرستادم..از نظرت هم ممنونم... سبز باشی

پگاه و شهرزاد

سلامممممممممممممم به به سالومه ی گل : شما کجا این وبلاگ جدید کجا دلم واست تنگ شده بود ! خیلی وقت بود پر پروازت و بسته بودی!‌ چقدر خوشحال شدم دوباره دیدمت ! من و که یادت هست ؟!‌پرپرواز ؟!‌ .... منتظرتم ! وبلاگ بیا ! موفق باشی همیشه ی همیشه !‌ و آبی

غلامرضا

سلام دوست من خواندم . پرواز کردم به اندازه طلوعی در پهنه دريا . سفری به عمق رازهايت . به عمق نگفته هايی که در طلوع تاريکی يک شب مجرد در برق چشمانت درخشيد ........ خدانگهدار

ميثاق

به بهشت نمی روم اگر مادرم آنجا نباشه سلام يه سری هم به من بزن يا حق

bahram farzan

سلام ٬ زيبا مينو یسی اما احساس سرکشی داری ٬ خدا يارت باشد ٬ همچنين حسی خطرناک است . موفق باشيد