ارزو

اگر نه برای تو......بخاطر چه زندگی کنم؟

هیچ کس و هیچکس در قلب من جای ترا نخواهد گرفت

میدانی در ارزوی چه هستم؟

اینکه بتنهایی درهرشب ترا نزد خود احساس کنم...ودربرگیرم

شود ایا که تو تا واپسین دم حیات تنها عشق من باشی؟

ناز من...هیچکس و هیچ کسی در قلب من جای ترا نخواهد گرفت......

انگاه که تورا فکر میکنم و پیوسته ارزوی تورا دارم به این حقیقت میرسم که تو نیستی...

شب خاموش است نزدیک بستر من شمعی با شعله ی غم انگیز خود اهسته نورپاشی میکند.مثل اینست که شعرهای من چون جویباری از سرچشمه دلم روان شده اند همه جا در نظرم از وجود تو اکنده است...اما میدانم که تو نیستی...دیگر محال ست تورا چون گذشته در بر داشتن و به اوج رسیدن و من بر این حس نقش باور میزنم...

راستی میدانی در ارزوی چه هستم.....؟

/ 6 نظر / 10 بازدید
مهم نيست!

سلام خوشحالم که برگشتي خيلی فوق العاده ای

محمد

چه متن باشکوهی لبريز از واژه های پراحساس شما قلم خوبی دارید ويلاگ قبلی هم خيلی پربار بود اميدوارم هميشه اينطور با کلمات مانوس باشيد.

شاهین فاضل خسروی

سلام : خیلی خوشحالم که بعد از مدتها که تو انجمن پر پرواز بودیم شما رو اینجا میبینم وقتی دیدم تو کلبه ترانه پیغام گذاشته بودین خوشحال شدم که یه ترانه سرای خوب دیگه مثل شما به جمعمون اضافه شده تو کلبه - وبلاگ خیلی قشنگی داری و مطالب زیبایی هم مینویسی . امیدوارم که موفق باشی

الناز(يلدا)اسفندفرد

سالومه جوووووووون واقعا خوشحال شدم وقتی نظرت رو ديدم! خيلی لطف کردی که هم به وبلاگ خودم سر زدی هم به کلبه ی ترانه.. عزيزم من اسمت رو جز اعضا قرار ميدم.و نام کاربری و رمز به ايميلت فرستاده ميشه.. منتظر شعر های قشنگت هستم در کلبه ی ترانه.. سبز باشی

مهدی

سلام زيبا بود مرسی که به من سر زدی دوست گلم موفق باشی ياحق

غلامرضا

سلام دوست من شمع وجودت را نمايان کن تا جاودانه مانی در خاطر آنکس که تو خواهی.... بارور کن خود را همچون دانه ای از دل خاک..... به دست خود تولدی ديگری را تجربه کن ..... خدانگهدار