شکسته اینه...

این روزا این شبا..توی این دوران و لحظه ها اصلا حالم ابی نیست..دلم گرفته نه..تنگ نه..کوچولو نه..داره میمیره شاید...گنگ ترین ثانیه ها شریکند با من..دوباره که نه من در تکرار مکررات این کره ی خاکی مجهول ترین دختر از نسل اریام..سوزش اشک و شوری ان برروی شیارهای باریک کنار بینی و لب و از انجا غلطتی سریع و بی تابانه از روی چونه ام و پرتاب در گودالی بی انتها در ناکجا..نم نم بارون و تب من از...همش عذابه..تصویر من و ستونهایی بلندتر از اندامم و تنهایی...در اظطرابم از عاقبتی نامعلوم که براستی من بیگانه ام با دیار اهن و دود...هذیون میگم..نه؟حرفای دلمه همین الان داره شرشر میکنه و من دلم خواست خودکشی این واژه ها رو باشماها قسمت کنم..که چقدر خودخواه اون دلی که نفهمه من هنوز هم در مبتلایم..از اینکه خواسته یا ناخواسته دقایقی رو طی میکنم پراز سرگردونی و اما و اگر...اره خستم..داره میشکنه قلبم از تردید چشمانی سرد و بی التهاب..و من از این بی حسی گریزونم گریزون..از اسمون میخواهم مرا به وسعت ابرهایش دریابد و به طبیعت مرا گاهی از سر شوق و ذوق نشانم دهد که من همان حوایی هستم با دنیایی از حسهای پیچیده تر از گیسوان افتاب..اندوهناکترین لغت زندگی ام صبرست و توانم نیست..کاش تو بفهمی من در این بازی رو به شکست و دراخر همدست افولم....

دریغ مرگ دلم را کسی نمیفهمد

غمی است تازه که دردا کسی نمیفهمد

میان این همه شاعر که غرق اوهامند

زبان روشن و گویا کسی نمیفهمد

منی که ساده سرودم غزل زدلتنگی

چرا هنوز..شگفتا کسی نمیفهمد..؟!

هوای غربت این سرزمین مرا فرسود

که قدر عشق در اینجا کسی نمیفهمد

دریغ یا همه خوابند یاکه کر شده اند

شکسته اینه..ایا کسی نمیفهمد..؟!

/ 18 نظر / 89 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمدرضاشیرزاد

از شوکت فرمانروایی ها سرم خالی ست من پادشاه کشتگانم کشورم خالیست چابک سواری نامه ای خونین به دستم داد با او چه باید گفت وقتی لشگرم خالی ست خون گریه های امپراطوری پشیمانم در آستین صبر جای خنجرم خالیست مکر ولیعهدان و نیرنگ وزیران کو؟ تا چند از زهر ندیمان ساغرم خالیست؟ ای کاش سنگی در کنار سنگها بودم آوخ که من کوهم ولی دور و برم خالیست فرمانروایی خانه بر دوشم محبت کن ای مرگ تابوتی که با خود میبرم خالیست (فاضل نظری) سلام.خیلی وقته ازت بیخبریم.من و مریم خوبیم.اما تو مثل_ اینکه زیاد میزون نیستی.چی شده؟ چرا سرگردون؟چرا نگاه سرد؟ نمیدونم اما سالومه هر چی که هست خودت باید کنار بیای باهاش. توو خودت حلش کن تو توو خودت دریا داری.من اینجوری میشناسمت. دیگم گریه نکن.اااااااااا دختر بد.به حرف برادرت گوش کن. برات آرزو میکنم به خواسته های معقولت برسی و همیشه شاد باشی و قدر شادی ها تو بدونی. برادرت محمدرضا

ساکت

سلام غزلت شبیه حال و هوای من بود اگه به وبلاگم سر بزنی و نظر بدی خوشحالم میکنی با گوشه ای از حرفهای دلم و ترانه ای از خودم به روزم منتظر حضورت هستم فعلا تا بعد... ...[گل][خداحافظ]

ساکت

بازم سلام ممنون که اومدی منم لینکت کردم چون پرشین بلاگ هستی لطف کن اگه به روز کردی خبرم کن خوشحال میشم کاراتو بخونم راستی راجع به ترانه نظرتو نگفتی[چشمک] موفق باشی فعلا تا بعد... ...[گل][خداحافظ]

بهانه

چشام بستس..جهانم شکل خوابه..عذابه..اضطرابه..ر.بروم..دیواری از سنگ...[دلشکسته][ناراحت]

شبگرد(شروین)

سلام عزیزم خانومی تو که هنوز به روز نکردی ای تنبل[زبان] ما که دلمون اب شد[چشمک] منتظرتم[گل][خداحافظ]

سمیرا

عالیه عزیزم موفق باشی[قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب][قلب]

سمیرا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

سمیرا

[ماچ][ماچ][ماچ][ماچ]

samira

az khondaneshon lezat mibaram[لبخند][لبخند][خداحافظ]